X
تبلیغات
باشگاه خوانندگان - فوتبال؛ ليگ برتر ايران

فشار بر روی داوران

انتقادات و فشار بر روی داوران در این فصل بیش از حد شده است و با این هجمه‌ای که راه افتاده احتمال اینکه نسل داوران ما در آینده کاهش یابد بسیار بالاست، چرا که این قشر مظلوم واقع شده و هیچگونه پشتیبانی پشت سر خود نمی‌بیند و در واقع سیبل مربیان تیم‌های شکست خورده قرار گرفتند و هر کسی از راه می‌رسد علیه داوران صحبت می‌کند، هر چند که قبول داریم اشتباه داوران در این فصل زیاد است اما همه‌ی تیم‌ها به هرحال از این اشتباه گاهی سود بردند و گاهی هم به ضررشان سوت زده شده است اما نباید اینقدر جار و جنجال کرد. البته این بدان معنا نیست که روند داوری ما هم باید بدین شکل باشد اما با بحث و جدل هم نمی‌شود مشکلی را حل کرد بلکه باید راهکار جدیدتری پیدا کرد تا دیگر هر تیمی می‌بازد  شکست خود را توجیه نکند و آن را بر گردن داور نیندازد و کمیته انضباطی هم قاطعیت نشان دهد و با آن‌ها برخورد کند تا این صحنه‌ها را در فوتبال ما دیگر نبینیم.

حسن ستاری وحید از لاهیجان


اکبر میثاقیان در ماراتون کوسه‌ماهی‌های جنوب

آلومینیوم هرمزگان بار دیگر بازی‌ای که می‌توان گفت برای هر دو تیم اهمیت ویژه‌ای داشت را واگذار کرد تا شمارش معکوس برای سقوط این تیم به لیگ دسته یک فراهم شود. اینکه تا پایان این مسابقات چه سرنوشتی برای اکبر میثاقیان رقم خواهد خورد بر ما معلوم نیست اما در پایان این بازی شعار محدود تماشاگران بندری بود که می‌گفتند اکبر الوعده وفا، و این پیامی بود برای میثاقبان که خودش را برای جدال سخت با کوسه‌های جنوب آماده کند. فروش البسه‌های تابستانی در بازارهای بندر آغاز و این نشان‌دهنده‌ی گرمای زودرس در شهر را نوید می‌دهد. آب‌های گرم خلیج فارس آماده‌ی پذیرش کوسه‌ماهی‌هایی می‌شود که در فصل بهار و تابستان زیبایی خاصی به آب‌های نیلگون خلیج می‌دهد. شک ندارم این بار هم اکبر بعد از موفقیت در برج میلاد پیروز میدان این مبارزه‌ی سخت و نفس‌گیر خواهد بود زیرا میثاقیان با البسه‌ی مشکی که برتن دارد و سیه‌چرده بودنش خودش را به آب خواهد زد و کوسه‌ها هم به خاطر همین سیاهی‌ها جرات نزدیک شدن به او را نخواهند داشت. راستی اگر کوسه‌ها به سفیدی قلب اکبر واقف می‌شدند چه بر سرش می‌آمد!

حمید کیارشی از شیراز


نقش دنیزلی در پرسپولیس انکار ناپذیر بود

عباس چمنیان مربی نام‌آشنای فوتبال کشورمان مدرس کلاس مربی‌گری درجه B فوتبال آسیا در سمنان برای کنفرانس سوژه‌ی عملکرد مربیان در بین دو نیمه را به من واگذار کرده بود که من نیز با شوق و علاقه‌ایی که داشتم زودتر از زمان مقرر برای شرکت کنندگان این موضوع را تشریح کردم. ولی الان حسرت می‌خورم که چرا عجله کردم!! چون بهترین سوژه از دست من پرید و آن هم بازی پرسپولیس و استقلال تهران بود که نقش مصطفی دنیزلی در کسب نتیجه غیر قابل انکار بود و آن هم در حالی‌که تیم پرسپولیس ده نفره بود و با حساب دو بر صفر از حریف دیرینه‌ی خود جلو بود. ولی تعویض‌های به موقع این مربی ترکیه‌ایی در دقیقه پایانی بازی، ورق بازی را عوض کرد و با آوردن بازیکنی بی‌نام و نشان در خط حمله پرسپولیس نشان داد که کارش را بلد است و آن هم در حالی که بازیکنی مثل جواد کاظمیان بر روی نیمکت برای حضور در زمین لحظه‌شماری می‌کرد. ولی دنیزلی با آوردن مهدوی‌کیا و عوض کردن کار تاکتیکی (سانتر از جناحین) توانست نتیجه‌ی لازم را کسب کند. و اما نکته دیگر اینکه دنیزلی به حسین هوشیار اعتماد کرد و از گماردن این دروازه‌بان با آتیه شک به دل خود راه نداد و به کار خودش اعتقاد داشت. به هرحال گفته می‌شود نیمه‌ی دوم نیمه‌ی مربیان است که دنیزلی در این بازی موفق‌تر از پرویز مظلومی عمل کرد و قطعا در صورت در اختیار قراردادن زمان بیشتر به دنیزلی می‌توان به اینده‌ی این تیم امیدوار بود. ضمن اینکه باید گفت کسب این پیروزی پاسخ مناسبی بود به برخی کارشناسان که عنوان می‌کردند پرسپولیس به جای مربی باید چند بازیکن و دروازه‌بان جذب می‌کرد حالا مشاهده کردند که همین بازیکنان فعلی با کار تاکتیکی جدید دست به کار بزرگی زدند و نشان دادند که نقش مربی کار کشته و دارای برنامه و سیستم  در یک تیم غیر قابل انکار است.

 

مرتضی دهرویه از امیرکبیر سمنان


اعجاز دنیزلی با تعویض زاید

پرسپولیس پس از چهار باخت متوالی این بار به شکلی معجزه‌وار استقلال را شکست داد تا رکوردهای مظلومی در دربی متوقف شود. مظلومی در حالی که نیمه‌ی اول را از حریف پیش افتاده بود، از ابتدای نیمه‌ی دوم با تعویضی عجیب الونگ، یکی از دو هافبک دفاعی خود را تعویض کرده و به جای او یوسفی را به زمین فراخواند تا نقش هافبک طراح را برای استقلال بازی کند و زندی به پست هافبک دفاعی منتقل شود. این تعویض اگرچه باعث هجومی‌تر شدن استقلال شد اما فاکتور جنگندگی را از خط میانی استقلال گرفت و کیانوش رحمتی را در مقابل کریمی و نوری تنها گذاشت. یوسفی بازیکنی است که تنها در حرکات پابه توپ در جناحین تخصص دارد و در نقش هافبک بازی‌ساز نتوانست بازی را کنترل کرده و در موقع حمله مهاجمین تیمش را در موقعیت گلزنی قرار دهد و تنها چند بار موقعیت شوت‌زنی برای خود و دیگر بازیکنان استقلال ایجاد کرد. هنگامی که دنیزلی با تعویضی طلایی مهره‌ای به نام ایمون زاید را وارد زمین کرد مظلومی مات حرکت مربی ترک‌تبار شد تا زمینه‌ساز باخت تیمش شود. از یاد نبریم یکی از رازهای نباختن قلعه‌نویی در دربی‌ها این بود که زمانی که وی با استفاده از سیستم ۳-۵-۲ تیمش را با یک هافبک دفاعی ارنج می‌کرد، در دقایق آخر بازی مدافعانی چون سعید لطفی، کوشکی و شکوری را به خط میانی تیمش اضافه می‌کرد تا میانه‌ی میدان را از دست نداده و همچنین برای از کار انداختن مهاجمان حریف بازیکنی تازه‌نفس داشته باشد. نکته‌ای که مظلومی از آن غافل ماند و برای بازی آینده از آن درس بگیرد تا بتواند استقلال را از بازی سرنوشت با ذوب آهن به سلامتی عبور دهد.

 

  عبدالقادر پوزیده از سرریگ قشم


شكوهمند ترين بازگشت تاريخ

نداشتیم! واقعا نداشتیم در چنین بازی‌های حساس و پر استرسی و با ایجاد چنین شرایط خاصی تیمی بحران‌زده که حتی هوادارانش نیز به آن پشت کرده‌اند این طور مقتدرانه بازی را برگرداند. شاید باید نقطه‌ی عطف بازی برای سرخ‌های پایتخت را در اخراج اولادی جستجو کنیم و آن‌جا که هوادران آبی به تحقیر کریمی و دنیزلی و رقیب پرداختند و موجبات بیداری پرسپولیس خفته را فراهم ساختند. بی‌شک غرور جریحه‌دار شده‌ی قرمزها بزرگترین عامل انگیزشی برای این پیروزی بی‌نظیر بود. در کنار این‌ها مصطفی پاشا نشان داد جز گویندگی (به زعم فرزامی) کارهای بزرگتری هم از دستش بر می‌آید. تعویض‌های زرین دنیزلی مهر سکوت را بر دهان مظلومی سرمست زد و البته درس بزرگی به آقای سوبله چوبله‌ی سابق! داد تا بلکه در آینده و در دیدارهای برون‌مرزی به کار آید. در پایان باید گفت این دربی روز تولد دوباره دنیزلی و مهدوی‌کیا و ایمون زاید بود که بی‌شک محبوب‌ترین چهره سرخ خواهد شد و تثبیت جایگاه این سه را در پی خواهد داشت.

 

پویا زرندی از بهار کرج


خلاصه‌ای از این مطلب، روز چهارشنبه ۱۹ بهمن در روزنامه خبرورزشی ص۱۱ به چاپ رسید.


یازده نکته از لیگ یازدهم

لیگ یازدهم را باید تا حدودی، متفاوت نسبت به لیگ‌های گذشته بدانیم زیرا نتایج و اتفاقاتی تا به حال رخ داده است که بعضی جذاب و هیجان انگیز و بعضی دیگر عجیب بوده و غیر قابل پیش‌بینی که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می کنیم.

اول– قبل از شروع لیگ همگان از پنج ضلعی 1-استقلال 2-پرسپولیس 3-سپاهان 4-ذوب آهن 5-تراکتورسازی به عنوان مدعیان قهرمانی نام می‌بردند که بجز پرسپولیس که در رده دوازدهم جدول رده‌بندی قرار دارد و به جای خود صبای قم را در جمع مدعیان می‌بیند، باقی پیش‌بینی‌ها تا حدودی درست از آب درآمده است، هر چند که تیم ذوب آهن فعلا در رده هفتم بسر می‌برد.

دوم– شگفتی‌ساز بزرگ این فصل رقابت‌های لیگ برتر بدون شک تیمی نیست بجز پرسپولیس؛ تیمی که قبل از آغاز رقابت‌ها، همه از خریدهای هوشمندانه‌اش تعریف کرده و آن‌را یکی از مدعیان اصلی قهرمانی می‌دانستند، تا به این‌جای کار نتوانسته نتایج قابل قبولی کسب کند و در رده‌های پایینی جدول با مسائل و مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. تکلیف پرسپولیس در دو بازی حساسی که در هفته‌های آتی در برابر ذوب آهن و استقلال دارد کاملا مشخص خواهد گردید که آیا می‌توان به این تیم امیدی داشت و یا این‌که باید فاتحه این تیم را خواند!

سوم– تیم صبای قم را نیز باید دیگر شگفتی‌ساز این فصل لیگ برتر بنامیم. تیمی جوان با بازیکنانی گمنام که بالاتر از تیم‌هایی همچون سپاهان (قهرمان دو دوره لیگ)، ذوب آهن (تیمی همیشه مدعی)، پرسپولیس، فولاد و ... صدرنشینی را تجربه کرده و هم اکنون نیز در رده سوم جدول قرار دارد.

چهارم– امیر قلعه نوعی برای بار چندم ثابت کرده که شخصیت قهرمانی داشته و این میل به قهرمانی و کسب جام را به خوبی به تیم‌های تحت هدایت خود نیز انتقال می‌دهد (بر خلاف مربیان بهانه‌جویی که 99 در باز را نادیده گرفته و فقط به همان یک در بسته خیره شده اند! و با بزرگ‌نمایی ضعف‌های کوچک تیم خود در صدد پایین آوردن انتظارات از خود می‌باشند) حضور تراکتور سازی در رده دوم جدول رده‌بندی تنها با یک امتیاز اختلاف نسبت به استقلال نوید روزهای خوشی را به هواداران پر شور این تیم تبریزی می‌دهد.

پنجم– استان کرمان ثابت کرد که ظرفیت داشتن بیش از یک تیم در لیگ برتر را ندارد، این استان که فصول قبل تنها با یک تیم تا حدود زیادی موفق عمل کرده بود در فصل جاری و با صعود مس سرچشمه هر دو نماینده‌ی خود را در قعر جدول می‌بیند و با این تفاسیر یکی از تیم‌های سقوط کننده به دسته اول را به نام خود ثبت خواهد نمود!

ششم– با نتایجی که تیم‌های تازه وارد لیگ مانند مس سرچشمه، داماش و فجر سپاسی گرفته‌اند مشخص می‌باشد که اختلاف زیادی بین سطح لیگ برتر و دسته اول وجود دارد و تیم‌های دسته اولی که در گرداب دلال‌ها و واسطه‌ها گیر افتاده‌اند باید یک تکان اساسی به خود داده و سطح فنی خود را ارتقا ببخشند. (هر چند برای نتیجه گیری در این مورد باید چند هفته دیگر به این تیم‌ها مهلت بدهیم)

هفتم– برکناری مدیران عامل ذوب آهن (البته به دلایل غیر فوتبالی)، سپاهان و مس کرمان و نیز سرمربیان تیم‌های کرمانی، آن‌هم تنها چند هفته بعد از شروع رقابت‌های لیگ نیز از جمله مواردی است که مشابه آن را در هیچ کجای دنیا به غیر از فوتبال خودمان نمی‌توان مشاهده کرد!

هشتم– سطح داوری‌ها هم کماکان مثل سابق بوده و با حساس‌تر شدن بازی‌ها اشتباهات داوران نیز افزایش می‌یابد، هرچند کمیته داوران ضمن افزایش دستمزد داوران دست به جوان‌گرایی نیز زده و به چند چهره جدید داوری اجازه قضاوت در لیگ برتر را داده است که برای به ثمر نشستن این اقدامات باید منتظر سال‌های آینده بمانیم.

نهم– بهانه‌های مختلف مربیان برای توجیه شکست‌ها و عملکرد ضعیفشان نیز از نکات جالب توجه لیگ امسال می‌باشد، بهانه‌هایی مثل حضور بازیکنان در اردوی تیم ملی، دیر بسته شدن تیم، احتیاج به چند هفته زمان برای هماهنگ شدن، مسایل غیر طبیعی و ...

دهم– بعد از اصفهان که به قطب دوم فوتبال ایران تبدیل شده بود کم کم باید تبریز را هم به عنوان قطب سوم به حساب آورد، زیرا تیم اول این شهر با هواداران پر شور خود، برای قهرمانی خیز برداشته است و با توجه به سیر تکاملی‌اش به عنوان یک مدعی جدی قهرمانی به حساب می‌آید و این پیشرفت محسوس قطعا بر روی عملکرد دیگر تیم این شهر یعنی شهرداری نیز تاثیر مثبت خواهد گذاشت و به زودی شاهد ظهور قطب جدیدی در فوتبال ایران خواهیم بود.

یازدهم – لیگ امسال در زمینه مربیان نیز پوست انداخته است و دیگر از مربیان تکراری که نامشان با تیم‌های تحت هدایتشان عجین شده بود اثری نیست، حضور مربیان جوانی مثل ویسی و صالح و با تجربه‌های دوباره بازگشته‌ای مانند شرفی و بلاژویچ و مربی‌گری دایی در راه آهن، پیروانی در صنعت نفت و قلعه نوعی در تراکتورسازی که تا حدودی غیر منتظره بود باعث جذابیت هر چه بیشتر رقابت‌های این فصل لیگ برتر گردیده است.

نکته: ذکر این نکته ضروری است که مواردی را که می‌شد به عنوان نکات قابل توجه لیگ یازدهم برشمرد بیش از این‌ها می‌باشد و قوانین من درآوردی فدراسیون (مثل قانون 65 ساله‌ها)، بازی‌ها و نتایج قابل قبول تیم‌های کم هزینه‌ای مانند صبا و ملوان، حضور دوباره بازیکنان بی‌خاصیت خارجی مانند تال مامادوی بورکینا فاسویی، کم‌تحملی تماشاگران تیم‌ها، تشویق علی دایی در استادیوم‌ها، صحبت‌های جنجال آفرین مایلی کهن و نمونه‌های دیگر از این دست نیز هر کدام از نکات بارز و مورد توجه در لیگ برتر این فصل می باشند.

 حسین نقی پور - عضو باشگاه از هشتگرد


فوتبال این چنین‌ام آرزوست

هفته‌ی پنجم مسابقات فوتبال لیگ برتر این فصل یکی از جذاب‌ترین هفته‌های فوتبال کشورمان بود. جدا از به ثمر رسیدن 36 گل که در نوع خودش رکورد بود بازی‌های خوبی به نمایش گذاشته شد تا تماشاگران راضی و خشنود باشند. البته اگر چه سه تیم پرطرفدار پرسپولیس، استقلال و تراکتور به پیروزی رسیدند اما مهم‌تر از ان بازی‌های زیبایی بود که تماشاگران از دیدن ان لذت بردند و بدون شک در هفته‌ی ششم شاهد حضور پر رنگ‌تر تماشاگران در استادیوم‌ها خواهیم بود چون فوتبال زیبا باعث خواهد شد تا سکوها همیشه پر از تماشاگران باشد ضمن این‌که نقش تیم استقلال در این هفته برای انجام بازی زیبا و زدن گل‌های زیاد نمو بیشتری داشت. این تیم به شایستگی لیاقت عنوان کهکشانی‌ها را دارد. این تیم اگر همین‌طور پیش رود و دچار حاشیه و بحران نشود را باید یکی از شانس‌های اصلی قهرمانی دانست و بازیکنان این تیم هم نشان داده‌اند که پولی را که بابت مبلغ قرارداد بسته‌اند حق‌شان است اما نباید به سادگی از کنار تیم تراکتور و طرفدارن پرشور و سرمربی کار بلدشان به سادگی گذشت که آن‌ها نیز امسال به دنبال فتح جام هستند اما دیگر تیم پرطرفدار یعنی پرسپولیس بعد از پنج هفته به اولین پیروزی دست یافت ولی بازی قشنگ و دلخواه را شاهد نبودیم فقط در کسب نتیجه موفق بود. این تیم هم اگر قرار است جزو مدعیان قرار بگیرد باید چاره‌ای اساسی برای خط دفاعی خود داشته باشد و در غیر این صورت این برد همچون قرص مسکنی خواهد بود که در هفته‌های دیگر باز به همین بیماری دچار خواهد شد. به هر صورت میانگین چهار گل در نه بازی انجام شده در هفته پنجم باعث شد تا بگوییم فوتبال این چنین‌ام آرزوست
 
 مرتضی دهرویه - عضو باشگاه از سمنان

مصاحبه ای با میشائیل هنکه

برخی بازیکنان استقلال می‌توانند در بوندس‌لیگا بازی کنند / دایی با نظر من به بایرن مونیخ رفت

 

 

فرهاد اشراقی - محمدحسین زرندی:

 میشائیل هنکه، مربی بزرگی است که به فوتبال ایران آمده و طبیعی است فردی که سال‌ها روی نیمکت تیمی مثل بایرن‌مونیخ نشسته، حرف‌هایش خواندنی باشد. بدون‌شک این مربی می‌تواند با مرور زمان تأثیرگذاری خود روی استقلال را نشان دهد و به توسعه‌ی فوتبال در ایران هم کمک کند. هنکه که طرفدار بارسلوناست و تیمش هم در سوپرجام اسپانیا موفق شد رقیب دیرینه را شکست دهد و جام را بالای سر ببرد، همراه با مسعود رضا مدیر برنامه‌های خود که زحمت هماهنگی این مصاحبه را هم برعهده داشت، به خبرورزشی آمد و در یک گفت‌وگوی دو ساعته، درخصوص مسائل مختلفی از فوتبال آلمان و ایتالیا صحبت کرد.

 

*برای شروع، از بیوگرافی و سوابق کاری خودتان بگویید چون در این مدت صحبت‌های پراکنده‌ای در مورد سوابق شما مطرح شد.

من دستیار اول مربیانی مثل اوتمار هیتسفلد و نویر اسکای بوده‌ام. من از سال 1998 به مدت 6 سال در بایرن‌مونیخ مربی بودم. از 1989 هم در دورتموند دستیار اول شدم. در دورتموند و بایرن هم عناوینی مثل قهرمانی لیگ قهرمانان، جام‌حذفی، لیگ، جام قاره‌ای، 3 سوپرکاپ، قهرمانی در اپن و ... را در کارنامه‌ام دارم.

*هیتسفلد مگر یک مربی سوئیسی نیست؟ در کشور آلمان راحت او را پذیرفتند؟

او در قسمتی که مرز آلمان و سوئیس است، بزرگ شده و آلمانی محسوب می‌شود. خودش هم در اشتوتگارت بازی کرده. در سوئیس هم سابقه بازی دارد و هم مربی بوده اما آلمانی محسوب می‌شود.

*خودتان در چه تیم‌هایی بازی کردید؟

در "واتن شایر" که یک تیم در بوندس‌لیگای 2 بود.

*دورتموند تیم بسیار محبوبی در آلمان است. جدایی از این تیم و رفتن به بایرن، تصمیم سختی نبود و با اعتراض هواداران مواجه نشد؟

کاملاً درست است. دورتموند محبوبیت بالایی دارد اما اگر از دورتموند به شالکه بروید یا برعکس، این مسئله کاملاً به چشم می‌آید. مثل رفتن از استقلال به پرسپولیس یا پرسپولیس به استقلال است. هم دورتموند تیم بزرگ و محبوبی است، هم بایرن‌مونیخ اما چون حساب بایرن فرق می‌کند، حساسیت‌های انتقال از دورتموند به بایرن به اندازه رفتن به شالکه یا مونیخ 1860 نیست اما سختی‌های خاص خود را هم دارد.

*تیم‌های شالکه و دورتموند هم در ایران هوادار دارند اما به مراتب کمتر از بایرن‌مونیخ. زمانی که تیم‌ملی آلمان به تهران آمد، هواداران این تیم‌ها در تهران می‌گفتند رئیس فدراسیون فوتبال آلمان از بایرن‌مونیخ حمایت خاصی می‌کند و به اصطلاح هوای این تیم‌ را بیشتر از سایر تیم‌ها دارد.

می‌توانم بگویم حدود 50 درصد از هواداران فوتبال در آلمان طرفدار بایرن‌مونیخ هستند و 50درصد دیگر هم طرفدار تیم‌های شهرهایشان. نیمی عاشق بایرن هستند و نیمی هم مخالف آن که این مسئله بستگی دارد که در مورد کدام شهر هم صحبت می‌کنید. بایرن در همه شهرهای آلمان طرفدار دارد مثل استقلال و پرسپولیس که همه جای ایران طرفدار دارند اما برخی تیم‌ها در شهرهای خودشان محبوب‌تر از بایرن‌مونیخ هستند.

*می‌توانید دورتموند و بایرن‌مونیخ را از لحاظ کلی برایمان مقایسه کنید؟

از نظر تاریخی، دورتموند و اطرافش یک شهر کارگری به حساب می‌آید و مردم آنجا نسبت به شهری مثل مونیخ پول و درآمد کمتری دارند اما خب مونیخ همواره خوب بوده. بایرن‌مونیخ قدیمی‌تر از دورتموند است و زمان "بکن‌باوئر" سه بار جام باشگاه‌های اروپا را بردند. بایرن در آلمان مثل منچستریونایتد در انگلیس است. تیم‌هایی مثل بایرن، منچستر، رئال و بارسلونا جنبه‌ی بین‌المللی دارند و همه جای دنیا محبوب هستند اما دورتموند شاید در همه جای دنیا نه، اما در آلمان تماشاگران بسیاری دارد و تماشاگرانش بی‌نظیر هستند.

*در مورد کلن هم صحبت کنید که بازیکنان بزرگی مثل لیت‌بارسکی و شوماخر را تحویل فوتبال آلمان داد. این تیم بیشتر یک تیم سازنده به حساب می‌آید و طرفداران زیادی دارد. نگاه مردم آلمان به این تیم چگونه است؟

از نظر مقایسه، درست است که کلن یک تیم قدیمی و سازنده به حساب می‌آید اما در بایرن شخصی مثل اولی هوینس حضور داشت که 30-40 سال منیجر این باشگاه بود و از نظر اقتصادی این باشگاه را متحول کرد و به قدرت رساند. او توانست بایرن را سال به سال بالا بیاورد اما در کلن این اتفاق نیفتاد.

*آقای هنکه! شما این همه سال در سطح اول فوتبال آلمان و اروپا مربی‌گری کردید، سال‌ها روی نیمکت بایرن‌مونیخ نشستید و کنار آدم‌های بزرگی حضور داشتید، چطور یک مربی در سطح شما می‌پذیرد به ایران بیاید و در فوتبال ایران کار کند. در واقع می‌خواهیم بدانیم چطور برای این کار انگیزه داشتید؟

همانطور که گفتم، من سال‌ها در بایرن و دورتموند مربی‌گری کرده‌ام. با این تیم‌ها نیز برای شرکت در بازی‌های مختلف رسمی و دوستانه به کشورهای مختلف سفر کرده‌ام مثل چین، ژاپن، آمریکای جنوبی و... می‌توانم بگویم خیلی از کشورهای جهان را دیده‌ام و همواره این انگیزه برای من وجود داشته و دارد که مردم و فرهنگ‌های جدید را ببینم.

*یعنی در مورد فوتبال ایران هم این کنجکاوی وجود داشت؟

بله، من هرچه می‌خواستم در فوتبال به دست آوردم و حالا دنبال تجربیات جدید هستم.

*مسائل مالی نقشی در آمدن‌تان به ایران نداشت؟

نه، پول نبود چون دستمزدهایی که در بایرن می‌گرفتم، به مراتب بیشتر از این‌ها بود.

مسعود رضا: باید این را بگویم که اعتماد و دوستی چندین ساله میان من و آقای هنکه هم در آمدنش به ایران تأثیر زیادی داشت. من باعث رفتن آقایان دایی و باقری به فوتبال آلمان شدم و ارتباط دوستانه بسیار خوبی با آن‌ها دارم و میان ما اعتماد زیادی وجود دارد.

 

ادامه این مصاجبه‌ی خواندنی را در ادامه مطلب دنبال کنید.


مصاحبه ای با امیر قلعه نویی

فوتبالمان دارد می‌میرد / دایی باید رئیس AFC شود / پرسپولیس می‌تواند مدعی قهرمانی باشد

 

امیر قلعه‌نویی می‌گوید تراکتور هنوز آن تیمی نشده که لرزه بر تن حریفان بیندازد.

 

به گزارش خبرآنلاین، امیر قلعه‌نویی روزهای خوبی را با تراکتورسازی تبریز می‌گذراند. او محبوب هواداران تراکتور است و کم کم دارد از این‌که حریفان از تیمش می‌ترسند خوشحال می‌شود. قلعه‌نویی پشتش به هواداران تراکتور گرم است و حتی در مورد داربی تبریز هم که صحبت می‌کند، تیم اصلی این مسابقه را هواداران می‌داند؛ هوادارانی که 90 دقیقه یک صدا تیم او را تشویق می‌کنند.

 

*آقای مایلی‌کهن صحبت‌هایی را مطرح کرده که دوباره متوجه شما می‌شود.

من بارها و بارها گفته‌ام به جای این‌که روبروی هم قرار بگیریم باید کنار هم باشیم. نباید هم‌دیگر را تخریب و ترور شخصیت کنیم. من از قدیم هم گفته‌ام که هر کسی موفق باشد باید حمایت شود نه این‌که به او حسادت کنیم.

*حمید استیلی این روزها در پرسپولیس شرایط خوبی ندارد. فکر می‌کنید چه آینده‌ای در انتظار اوست؟

حمید استیلی شدیدا تحت فشار است. او اولین کاری که باید بکند این است که به خودش آرامش بدهد. من از قدیم استیلی را می‌شناسم. او بچه محلم بوده و در کلاس‌های مربی‌گری با هم بوده‌ایم. او همیشه در کلاس‌های مربیگری جزو افراد باهوش بود. اگر بخواهیم الان نگاه کنیم که حمید در این چند بازی چه نتایجی گرفته خیلی بد است. مگر "فرگوسن" در منچستر شروع خوبی داشت؟ او از همان اول که "سرالکس فرگوسن" نبود. در منچستر ماند، به او اعتماد شد و در نهایت تبدیل شد به "سرالکس فرگوسن". خود من هم در استقلال بد شروع کردم. اگر آقای قریب که خیلی ایشان را دوست دارم به من اعتماد نمی‌کرد که ما با استقلال قهرمان نمی‌شدیم. او اعتماد کرد و نتیجه‌اش را دید. شک ندارم اگر حمید استیلی به خودش آرامش بدهد، می‌تواند یک پرسپولیس مدعی قهرمانی بسازد.

*پرویز مظلومی گفته بود تراکتورسازی تیم خطرناکی است. انگار از همین الان حریفانتان از شما می‌ترسند؟

ما که هنوز کاری نکرده‌ایم. ولی تیمی که در رشت ثانیه 40 گل بخورد و بعد بازی را ببرد، نشان می‌دهد که تیم خوبی است. ما هنوز هم با تیمی که لرزه بر تن همه حریفان بیندازد فاصله داریم. ولی ممکن است تیم فعلی فعلی‌مان هم خطرناک باشد.

*این روزها علی دایی هم شرایط خاص خودش را دارد و زیاد مورد توجه مطبوعات قرار می‌گیرد.

اگر بخواهیم بحث کشور ایران را در نظر بگیریم نه اشخاص را، باید حرف گذشته‌ام را تکرار کنم. من بارها گفته‌ام علی دایی استثنای فوتبال ماست و هر کسی که بگوید این‌طور نیست، دارد از روی حب و بغض صحبت می‌کند. وقتی خارج از ایران، همه فوتبال ایران را با نام دایی می‌شناسند دیگر نمی‌شود این را کتمان کرد که دایی جایگاه ویژه‌ای در فوتبال ایران دارد. من بارها گفته‌ام اگر علی دایی را درست هدایت کنیم، حق اوست که رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا شود.

*شروع خوبی با تراکتورسازی داشته‌اید. این نشان می‌دهد تراکتور حرف‌هایی برای گفتن دارد.

پارسال و سال‌های قبل هم که بد شروع می‌کردیم، مشکلات خاص خودمان را داشتیم. پارسال برخی ناراحت بودند که چرا از هفته پنجم ملی‌پوشانشان را داده‌اند به تیم ملی. ولی ما از اردوی پیش فصل در ترکیه، ملی‌پوشانمان را داده بودیم به تیم ملی و تیم‌مان هم قهرمان شد. در تبریز همه چیز خوب است و مردم همه عاشق فوتبال‌اند. پیر و کوچک و بزرگ هم ندارد. فقط دوست دارم مسئولان استان هم این مسئله را باور کنند.

*داربی تبریز هم نزدیک است. مسابقه حساسی دارید.

داربی شرایط خاص خودش را دارد ولی خوشحالم در داربی تیم اصلی را دارم که همان هواداران تراکتورسازی هستند.

*لیگ برتر هم به زودی به خاطر اردوی تیم ملی تعطیل می‌شود.

من کلا با تعطیلی لیگ مخالفم ولی باید شرایط تیم ملی را هم در نظر بگیریم. از همه تقاضا می‌کنم شرایط تیم ملی را در نظر بگیرند. ما باید به تیم ملی آرامش بدهیم چون صعود تیم ملی باعث حیات فوتبال ما می‌شود؛ فوتبالی که دارد می‌میرد.


همراه با لیگ برتر در آخر هفته ای فوتبالی

هفته‌ی سوم از سری رقابت‌های لیگ برتر فوتبال طی روزهای پنجشنبه و جمعه پیگیری خواهد شد تا آخر هفته‌ای فوتبالی را شاهد باشیم. با توجه به ساعات مسابقات و اینکه بازی‌ها در روزهای تعطیل انجام خواهد شد، انتظار می رود تا شاهد افزایش تعداد تماشاگران باشیم. اینکه تیم‌ها تا حدودی هماهنگ‌تر شده و به ترکیب نهایی خود نزدیک شده اند نیز مزید بر علت خواهد بود تا انشاء‌الله شاهد بازی‌هایی زیبا و جذاب از سوی تیم‌ها در هفته‌ای که دیدارهای حساسی را در پی خواهد داشت باشیم. در زیر نگاهی به بازی‌های این هفته می اندازیم:

 

تراکتـــــــــــــــورســــازی - شاهیـــــــــــــن بوشــهر: یکی از حساس‌ترین دیدارهای هفته سوم تقابل دو تیم فاتح در هفته‌ی گذشته می باشد، یعنی جایی که دو مربی پر ادعا یعنی حمید درخشان و امیر قلعه‌نوعی به همراه تیم‌های خود به مصاف هم خواهند رفت. حمید درخشان با صحبت‌های جنجالی خود بعد از غلبه بر پرسپولیس، کار خود را سخت‌تر کرده و همه از او انتظار دارند تا در این دیدار نیز نتیجه لازم را کسب نماید، مخصوصا کمیته فنی پرسپولیس که بعد از این با حساسیت زیادی بازی‌ها و نتایج شاهین را تعقیب خواهد نمود! در آن‌سوی میدان تراکتورسازی قرار دارد که تلاش بسیاری کرده تا مجوز حضور تماشاگران خود را برای این دیدار دریافت نماید، امری که امکان انجام آن با توجه به دستورات داده شده، محتمل بنظر می رسد! حضور سرخابی‌های قدیمی زیادی که به عنوان مربی و بازیکن در هر دو تیم حضور دارند بر جذابیت‌های این دیدار خواهد افزود تا جایی که فوتبال‌دوستان تبریزی شاهد تقابل منتخب استقلال و پرسپولیسی‌های سابق خواهند بود!

(تساوی: 50% ......... برد هر کدام: 25%)

 

ســـایپــــــــــــــــــــــــا - ذوب آهـــــــــــــــــــــــن: ذوب آهن اصفهان در حالی در کرج به مصاف تیم صدر نشین سایپا خواهد رفت که به هیچ وجه نشانی از اقتدار گذشته به همراه ندارد. این تیم که از دو بازی قبلی خود تنها یک امتیاز کسب کرده اگر نتواند به هر سه امتیاز این دیدار دست یابد روزهای بسیار غم انگیزی را پیش رو خواهد داشت! در آن‌سو صالح که نشان داده مربی کار بلدی است برای جدال با تیم سابق خود از انگیزه‌ی بالایی برخوردار است. حضور هوار محمد در میدان مسابقه و غیبت آقای گل فعلی (کریم انصاری فرد) از حاشیه‌های این دیدار خواهد بود.

(تساوی: 40% ......... برد ذوب آهن: 40%)

 

ملــــــــــــــــــــــوان - مــــــــــــــــــــس سرچشمه: ملوان برای دومین هفته‌ی پیاپی میزبان است با این تفاوت که بر خلاف مسابقه قبل که تماشاگرانش از حضور در استادیوم محروم بودند، این هفته برای اولین بار در فصل جدید مقابل هواداران خود بازی خواهد کرد و این موضوع کار را برای تیم مس سرچشمه که با اقتدار در ته جدول جا گرفته و هنوز هیچ امتیازی را کسب نکرده، سخت‌تر خواهد کرد. تیم دوم کرمان اگر می‌خواهد ثابت کند که زنگ تفریح نیست باید از این دیدار، امتیاز کسب نماید! اتفاقی که کمی دور از ذهن می‌نماید.

(تساوی: 20% ......... برد ملوان: 70%)

 

پرسپــــــــــــــــــولیس - شهـــــــــــــــــــرداری تبریز: پرسپولیس بحران زده در استادیوم آزادی -که در حال حاضر دست کمی از "جهنم آزادی!" برای استیلی و شاگردانش ندارد- در برابر تماشاگران عصبی خود به مصاف تیم دوم تبریز خواهد رفت. تقابل شورای شهر تهران با شهرداری تبریز! حمید استیلی به خوبی می داند که اگر تیمش در دقایق ابتدایی مسابقه به گل نرسد تماشاگران حاضر در استادیوم این‌بار زودتر از دفعات قبل شعار معروف "علی دایی" را سر خواهند داد! بهرحال این بهترین فرصت برای استیلی است تا با غلبه بر این تیم تبریزی اوضاع آشفته پرسپولیس را تا حدودی بهبود بخشیده و این تیم را از بحران خارج نماید. البته شهرداری هم تیمی دست و پا بسته نخواهد بود و ممکن است بتواند اوضاع را برای پرسپولیس وخیم‌تر کرده و روز سیاهی را برای استیلی رقم بزند. غیبت اولادی نا‌آماده در این بازی که به علت مصدومیت می باشد را به نوعی باید یک توفیق اجباری دانست که احتمالا در نهایت به سود پرسپولیس خواهد بود، به شرط آن‌که حمید استیلی از مهره‌هایی که دارد به نحو مطلوب‌تری بهره گیرد!

(تساوی: 30% ......... برد پرسپولیس: 50%)

 

فجـــــــــــــــــــرسپاسی - دامـــــــــــــــــــاش گیلان: مهمان پر مهره که انتظارات بیشتری از این تیم می رفت (تا به اینجای کار فقط 1 امتیاز کسب کرده) در شیراز باید به مصاف فجری برود که این تیم نیز تا به حال 2 امتیاز کسب کرده است. دینورزاده که در ابتدای فصل با حمایت عابدینی در این تیم ماندنی شد باید بیش از پیش به فکر فرمول مدیر عامل تیمش یعنی "5هفته ابتدایی لیگ و کسب حداقل 7 امتیاز" باشد و گرنه ممکن است اولین مربی اخراجی لیگ امسال لقب بگیرد!

(تساوی: 50% ......... برد هر کدام: 25%)

 

سپاهــــــــــــــــــــان - صنعــــــــــــــــت نفت آبادان: انگار قلعه نوعی بعد از ترک تیم سپاهان، عادت همیشگی خود، یعنی کسب نتایج ضعیف در ابتدای فصل را برای سپاهانی‌ها به یادگار گذاشته است! این تیم متلاشی شده‌ی 2 امتیازی که در سکوت! ساکت را نیز از مدیرعاملی برکنار کرد، در حالی که اصلا حال و روز خوشی ندارد و همچنان با استقلال نیز بر سر قضیه خسرو حیدری درگیر است، باید به هر نحوی که شده هر 3 امتیاز این دیدار را به چنگ خود درآورد وگرنه برای آن‌ها نیز روزهای غم‌انگیزی پیش‌بینی می‌گردد. در آن‌سو، شاغلام هم اگر می خواهد از محبوبیتش کاسته نشود بهتر است رو به کار و تلاش بیشتر بیاورد و به برطرف کردن ضعف‌های تیمش بپردازد، نه بهانه‌گیری در اتاق کنفرانس بعد از بازی!

(تساوی: 20% ......... برد سپاهان: 60%)

 

راه آهـــــــــــــــــــــــن - صبــــــــــــــــــــــــای قــم: نبرد دو تیم جوان با مربیان مشهور! خود، احتمالا جذاب و پرگل خواهد بود. تیم‌هایی که هم خوب گل می‌زنند و هم خوب گل می‌خورند، احتمالا 1ساعت مانده به شروع بازی، بازیکنان گمنام صبا به گرفتن عکس‌های یادگاری با علی دایی خواهند پرداخت! راه آهن میزبان که بر خلاف سال گذشته امسال مشکل بی‌پولی نداشته و علی دایی را به عنوان یک چهره بزرگ بالای سر خود دارد رو در روی صبای جوان که به انگیزه، یک‌دستی، تجربه عنایتی و اندیشه‌های گواردیولای وطنی‌اش دل خوش کرده، قرار خواهد گرفت. دیداری که پیش بینی نتیجه آن تا حدودی مشکل است.

(تساوی: 40% ......... برد هر کدام: 30%)

 

فـــــــــــــــــــــــولـاد - نفــــــــــــــــــــت تهــران: نفت تهران بر خلاف انتظارات، در هفته‌ی گذشته کاری کرد کارستان و موفق شد با سه گل تیم مس کرمان را از پیش رو بردارد. اما این هفته در خانه‌ی فولاد و در گرمای اهواز کار سختی خواهد داشت. هر دو تیم از لحاظ امتیاز و تفاضل گل در شرایط کاملا یکسان به سر می برند. جدال خارجی‌های نفت در یک سو و زوج خط حمله فولاد از سویی دیگر دیدنی خواهد بود.

(تساوی: 20% ......... برد فولاد: 50%)

 

مــــــــــــــــــس کرمان - استقـــــــــــــــــــــــلال: استقلال که انگار تا پایان ماه مبارک رمضان، هر هفته برگزارکننده‌ی دیدار اختتامیه (به علت پخش مستقیم، این بازی با نیم ساعت تاخیر نسبت به سایر دیدارها انجام می شود) خواهد بود این هفته در کرمان و در مصاف با آقا صمد یکی از حساس‌ترین و دشوارترین بازی‌های خود را پیش رو خواهد داشت. برای آقا صمد کل بازی‌های لیگ یک طرف و دیدار با استقلال در طرفی دیگر! مس هفته قبل باخت بدی را در برابر نفت تهران تجربه کرده و استقلال در برابر بیش از 70هزار تماشاگرش با یک بازی نه چندان خوب موفق به کسب 3 امتیاز شده است. این بازی حیثیتی برای مرفاوی و همچنین مظلومی احتمالا پر حاشیه نیز خواهد بود.

(تساوی: 40% ......... برد هر کدام: 30%)

 

 حسین نقی پور - عضو باشگاه از هشتگرد


سید مهدی رحمتی در زیر سقف قرارداد نمی گنجد

سید مهدی رحمتی در فصل نقل و انتقالات با پیوستن به تیم استقلال سر و صدای زیادی به راه انداخت. بعد از شایعات ابتدای فصل مبنی بر رفتن به پرسپولیس و آن پیشنهادات معروف -که البته در مدت کوتاه زمانی همه آن حرف ها تکذیب شد- و پیوستن به تیم استقلال همگان بر این باور بودند که غیر ممکن است این دروازه بان برجسته و طراز اول کشور زیر سقف قرارداد با تیم استقلال به توافق رسیده باشد. بازیکنی که در سال گذشته 777 میلیون دریافت کرده است چگونه در فصل بعد به مبلغی نصف سال گذشته رضایت داده است؟ به هر صورت ما هم باید همچون عادل فردوسی پور قبول کنیم که این اتفاق افتاده است. اما خارج از بحث فوق، این دروازه بان در دو بازی که برای تیم استقلال به خصوص مقابل داماش گیلان انجام داد با درخشش مثال زدنی خود نشان داد که یکی از بهترین های ایران است و بیخود نیست که به سنگربان نخست تیم ملی تبدیل شده است و چرا تماشاگران اصفهانی بابت از دست دادن وی اینقدر ناراحت هستند و باید به انها حق داد که یک ستاره را از دست دادند. لذا باید گفت اگر چه سید مهدی رحمتی زیر سقف قرارداد بسته است ولی واقعیت این است که وی در زیر سقف نمی گنجد و حقش خیلی بیشتر از این حرف هاست و استقلال با جذب این بازیکن بهترین برد را کرده است.
 

 مرتضی دهرویه - عضو باشگاه از سمنان


این پرسپولیس دوست نداشتنی !

 

تیم پرسپولیس تهران که پرطرفدارترین تیم ایران است در دو بازی خود در لیگ یازدهم فقط یک امتیاز کسب کرده است. حمید استیلی سرمربی تیم بعد از بازی با ملوان به خبرنگاران گفت تماشاگران باید صبر داشته باشند و کمی فرصت به این تیم بدهند ولی واقعیت این است که سال‌هاست گوش هواداران از این حرف‌ها پر است و تا تیم راه بیافتد انقدر امتیاز از دست می دهد که جبران با گذر زمان سخت خواهد شد. نوع بازی این تیم با وعده و شعارهایی که مدیریت باشگاه قبل از شروع لیگ می داد کاملا متفاوت است و بیانگر اینکه نمیتوان با این نفرات و نوع بازی باز هم به کسب عنوان قهرمانی امیدوار بود. اگر چه همه‌ی کارشناسان بر این باورند که قضاوت برای عملکرد تیم‌ها خیلی زود است و بعد از چهار-پنج بازی دیگر باید کار فنی مربیان را بررسی کرد ولی واقعیت این است که از همین ابتدا باید به فکر بود و از دست دادن امتیازات از همین ابتدای فصل نباید عادی شود. به هر حال باید گفت این تیم با سایر تیم‌های لیگ برتری فرق دارد و هواداران بی شمار این تیم انتظارات بسیاری از تیم دارند که البته این امر برای مدیریت باشگاه هنوز جا نیافتاده و بازی کردن با احساسات آن‌ها عادی شده است. به هر حال امیدواریم از همین امروز چاره‌ای کارساز اندیشیده شود تا از همین ابتدا با مدعیان فاصله نیافتد. در پایان بار دیگر متذکر می شویم که این پرسپولیس نمیتواند دل هواداران را بدست اورد.

 

مرتضی دهرویه - عضو باشگاه از سمنان


خوش آمد گويي اسپايدر كم به كهكشاني ها

"پرشین گلف لیگا" یا همان لیگ خلیج فارس هم به ثبت جهانی رسید تا از امشب و با برگزاری 5 دیدار شاهد دومین دیدار تیم‌ها از سری رقابت‌های لیگ "خلیج همیشگی فارس" باشیم. با هم نگاهی گذرا به این بازی‌ها می اندازیم...

 

* جهت خواندن مقاله‌ی آقای نقی پور در مورد هفته‌ی دوم مسابقات لیگ و گمانه‌های ایشان از ترکیب و نتیجه‌ی بازی‌ها در آن هفته، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


جایگاه بی تماشاگر

در لیگ گذشته وقتی ورزشگاه خالی از تماشاگر آزادی تهران در نمای کلی ابتدای مسابقه، نشان داده می‌شد آه از نهاد فوتبالدوستان بلند می‌شد و همه فوتبالدوستان این سؤال که شاهکار خالی کردن سکوی ورزشگاه‌های ایران را باید به نام چه کسی نوشت؟ برایشان پیش می‌آمد.

نکته تأسف‌بار ماجرا این است که لیگ‌برتر ما در مسابقاتی که پشت‌سر گذاشت به زحمت برای بازی‌های معمولی پرسپولیس و استقلال بیش از 50هزار تماشاگر به ورزشگاه می‌آمد و حالا مدت‌هاست که ورزشگاه آزادی چه برای بازی‌های تیم‌‌ملی و چه برای دربی هم پر نمی‌شود و این افتخاری است که باید به نام فدراسیون فوتبال نوشت.

چرا در کل هفته به اندازه یک بازی معمولی اروپایی تماشاگر به ورزشگاه نمی‌رود؟

منظور این نیست که برای بازی‌های ما هم مثل بازی‌های رئال‌مادرید که شنبه‌شب‌ها 95 هزار نفر در سانتیاگوبرنابئو در خود جای می‌دهد تماشاگر به ورزشگاه بیاید چشم ما فقط به دنبال تیم‌های اروپایی است. فدراسیون فوتبال به عنوان متولی فوتبال کشور باید به دردم پاسخ دهد که چرا ورزشگاه‌ها خالی شده و استقبالی از لیگ نمی‌شود. در لیگ گذشته ماجرای گران شدن بلیت، هفته‌های ابتدای فصل را زیر سایه خود برد و همه چیز را تحت‌الشعاع قرار داد تا سازمان تربیت‌بدنی وارد گود شده و دستور ارزان شدن صادر کند، آن ماجرا گذشت تا برنامه بعدی. سد راه شود. این زمان برگزاری بازی‌ها در روزهای میانی هفته مسئله‌ای است که برای هیچ‌کس حل نشده و همه از خود می‌پرسند فدراسیون فوتبال و به‌خصوص سازمان لیگ چه تعمدی دارند تا فوتبال ما تماشاگر نداشته باشد؟

این امید از فدراسیون و مسئولین لیگ می‌رود که با یک برنامه‌ریزی دقیق و مطمئن برای لیگ جدید با استقبال پرشور تماشاچیان در ورزشگاه‌ها استارتی خوب زده شود و لیگ جدید با آمدن تیم‌های جدید یک لیگ جذاب و بدون هیچ حاشیه و نکات منفی داشته باشیم.

سعید رشیدی عضو باشگاه از کرج


مرگ فرهنگ

 

فحاشی در بین تماشگر ها به طور کلی از بازی با ایرلند شروع شد بازی که وقتی تیم ملی تا دقیقه 60 بدون گل مساوی بود تماشاگر ها شروع به فحاشی کردند.از اون زمان به بعد فحاشی به طور کامل در بین تماشاگران وارد شد.طوری که در همه ی گزارش ها و مطالب و مصاحبه ها همه ی افراد میانسال اذعان داشتند که به خاطر فحاشی دیگر حاضر نیستند دست فرزندان خود رابگیرند و به استادیوم بروند و از تلوزیون تماشا کنند راحت تر هستند این فحاشی ها در دوره هفتم لیگ به اوجش رسید که محرومیت های تماشاگران باعث شد این مسئله در بین 2تیم سرخابی کممتر شود اما در شهرهاستان ها این مسئله تازه جا افتاده طوری که وقتی هواداران انزلی چی به پرسپولیسی ها توهین کردند جو روی سکو ها خیلی سنگین شد هواداران پرسپولیس هم با انها همسو شدند تا جایی که دیگه نمی شود از تلوزیون هم بازی ها رادید.باید صدای انرا کم کنیم یا نگاه نکیم.صدایی که از تلوزیون می امد مشخص بود که از طریق لیدرها این کار سازمان دهی می شود و انها به مردم خط می دهند.همه دنیااز فوتبال لذت می برند و فوتبال فرهنگ خاص خود را دارد که اثرات مثبت بر جامعه می گزارد اما در فوتبال ما بر عکس هر روز خبر از دستگیر شدن فوتبالیست ها در پارتی ها و مهمانی های انچنانی یا در حال نزاع خیابانی فحاشی در استادیوم ها یا دستگیر شدن تماشاگر ها بعد از بازی می باشند.رایان گیگز بازیکن خوش اخلاق منچستر که به اسطوره بین طرفداران فوتبال و کودکان می باشد وقتی ماجرای فساد اخلاقی او افشا شد فروش پیراهن های او به صفر رسید چون همه فوتبال با این مسائل مخالف هستند.وقتی محمد مایلی کهن به خاطر فحاشی به داور بازی گریه و گلایه می کند.(داوری که هیچ تاثیری در نتیجه ندارد.حتی اگر هم داشته باشد نباید به او فحاشی کرد)شبکه خبر و شبکه 5 و 3 به جای حمایت از او با ساختن فیلم او را به مسخره می گیرند معلوم است در فوتبال ما فرهنگ جای خاصی قرار ندارد.وقتی هواداران تراکتور ملوان پرسپولیس فحاشی می کنند چرا ابتدا محروم می کنند و بعد شروع به بخشیدن ان میککند.تصمیماتی که در فوتبال گرفته میشه به ضرر این فوتبال تمام میشه.کار به جایی داره میرسه که ازاین به بعد ابتدای هر مسابق فوتبال سازمان لیگ اعلام میکنه که تماشای این فوتبال برای افراد زیر 18 سال ممنوع است.

محمد غفار عضو باشگاه از تهران


یک نکته از روز نخست

لیگ از روز سه شنبه با باز ی پرسپولیس و ملوان شروع شد . اگه بازی رو خوب نگاه کرده باشین می بینید که هرجند دقیقه یکبار بازیکنی رو زمین می افتاد و دچار کشیدگی عضله می شد و حتی کار به تعویض بازیکن هم رسید. علتش چیه؟ مشخصه: بدنسازی غیر علمی. جالب اینکه همه تیم ها ادعا می کنن که تمرینات خوبی رو انجام دادن ولی وقتی وارد فصل مسابقات میشن همیشه تعداد زیادی مصدوم دارن و بازکنانی که رباط پاره می کنن. اصول علمی بدنسازی اثبات کرده که یک تیم فوتبال می بایست بین 7 الی 8 هفته دور ه بدنسازی پیش از فصل داشته باشه. اما قوانین غلط نقل و انتقالات فوتبال ایران و زمان طولانی آن باعث میشه که بازیکنان زرنگ شده و برای فرار از فشار تمرینات در روزهای آخر، قرارداد خود  رو ثبت میکنن. و بیشتر مواقع می بینیم که بازیکنان فقط 1 یا 2 هفته در تمرینات حضور دارن که اونجاهم به خاطر فشردگی تمرینات، آسیب می بینن. حالا بحث هماهنگی تیم ها به کنار. حال از سازمان لیگ می بایست قوانینی وضع نماید که دوره نقل و انتقلات کوتاه شود تا هم تیم ها خیلی زود بازیکنان خود را شناخته و هم تمرینات را به موقع آغاز نمایند و هم در این دوره کوتاه  بحث دلال بازی نیز کمتر می شود. . 

اسماعيل زنگنه عضو باشگاه از تهران


سقف قرارداد....

شاید صحبت در مورد قانون سقف قرارداد تا حدودی تکراری بوده و تاریخ مصرف آن گذشته باشد ولی وقتی دیدم امیر قلعه نويی چه جنجالی در این مورد به راه انداخته، لازم دیدم تا در این مورد مطالبی را گوشزد نمایم. مگر اینگونه نیست که همه ما اعم از هوادار، پیشکسوت و کارشناس فوتبال، ورود بی رویه و بی حساب و کتاب پول به این ورزش را عامل سقوط این رشته پرطرفدار طی سالیان گذشته، دانسته و همگان دنبال راهکاری بودیم تا جلوی این ریخت و پاشهای اضافی گرفته شود و بازیکنانی که بیشترشان حتی از یک استپ ساده توپ نیز عاجزند اینگونه پولهای میلیاردی بیت المال را به جیب مبارک نزده و اکثرا الگوهای غیرفرهنگی برای جوانان هم نشوند! مگر یک فوتبالیست چه کار شاقی انجام می دهد که سایر ورزشکاران و یا مشاغل دیگر از انجام آن عاجزند، آیا هنرپیشه های مختلف، خبرنگاران، خیل عظیم کارگران و سایر ورزشکاران مثل کشتی گیران، والیبالیستها و ... کم زحمت میکشند که اینها باید درآمد ناچیزی داشته باشند و فوتبالی ها که تافته جدا بافته اند برای هر سال به زیر میلیارد راضی نباشند!؟ آیا واقعا یک بازیکن فوتبال که نه سواد درست و حسابی دارد و نه باعث افتخار خاصی برای مملکت شده و بجز حاشیه و هنجار شکنی چیز دیگری برای عرضه ندارد، بیش از 50 میلیون تومان در سال می ارزد!؟ چرا باید فکر کنیم که مبلغ 350 میلیون در سال که با متعلقات آن رقمی نزدیک به 500 میلیون خواهد شد برای بازیکنان تاپ فوتبال و مربی موفقی مثل قلعه نوعی، کم است؟ یک آن چشمهای خود را بسته و واقعا به این موضوع فکر کنید که آیا فوتبال ما لایق این دریافتی ها هست؟ بله! فوتبال در تمام دنیا یک رشته پولساز و پر درآمد است و پولهای هنگفتی هم در آن رد و بدل میشود ولی کجای فوتبال ما شبیه به فوتبال حرفه ای اروپاست که حالا توقع داریم درآمدهایمان نیز مثل آنها باشد! در اروپا اگر به بازیکنی 30 میلیون دلار پرداخت می کنند مطمئنا آن بازیکن باید بتواند چندین برابر این پول برای باشگاهش درآمد زایی کرده و سود هنگفتی را به باشگاه سرازیر کند وگرنه هیچ مدیر و باشگاهی پول مفت و اضافی ندارد که برای بازیکنان بی خاصیت صرف کند! این نکته را هم باید در نظر گرفت که فوتبال ما یک فوتبال دولتی و وابسته به بیت المال است و هیچ کدام از مدیرانی که برای باشگاهها گمارده می شوند، بدهی های باشگاه مطبوعشان در زمان تصدی توسط خود را به گردن نمی گیرند و به همین دلیل است که برای جذب بازیکن و مربی به این راحتی سر کیسه را شل کرده و پولهای هنگفتی را هزینه میکنند. آیا اگر مدیران باشگاه واقعا دستشان در جیب خود بود و سود و زیان باشگاه کاملا متعلق به خودشان می بود باز هم به هر بازیکنی 500 میلیون پرداخت میکردند!؟ آیا اگر قرار بود بدهی های چند میلیاردی که همه ساله از مدیران باشگاهها به یادگار می ماند را خود این عزیزان پاسخگو بوده و در صورت عدم پرداخت به زندان می افتادند، باز هم از این ریخت و پاشها خبری بود!؟ وقتی می گوییم فوتبال ما بیمار است، فقط بعد فنی آن را نمی گوییم بلکه شیوه مدیریت، سرمایه گذاری، تبلیغات و درآمدزایی و... آن نیز با مشکل مواجه است. در چنین وضعی باید هم با یکسری قوانین (هر چند من دراوردی) به داد این فوتبال رسید و آن را کنترل کرد، تا زمانی که فوتبال ما در تمام زمینه ها شاخصهای یک فوتبال حرفه ای را بدست نیاورده و تا زمانی که فوتبال برای فوتبال درآمد کسب نمی کند، وضعیت به همین منوال بوده و باید با یکسری قوانین و مقررات آن را کنترل کرد. در پایان باید عرض کنم هیچ کس نمی گوید که یکی مثل قلعه نوعی که مربی موفقی بوده با مربی ای که از تیم خود اخراج شده، هر دو به یک میزان دریافت کنند، بلکه مربی موفق با رعایت قانون سقف و پاداشهای مربوطه، سالانه رقمی نزدیک به 500 میلیون تومان ( که در این مملکت به هیچ عنوان رقم کمی نیست!) دریافت کرده و مربی ناموفق سالی 100 الی 200 میلیون ( که باز هم رقم کمی نیست) بگیرد. در مورد بازیکنان هم به همین منوال، تا روزی که فوتبال ما خصوصی شده و تمامی فاکتورهای حرفه ای را داشته باشد که در آنزمان کارایی، دانش و تخصص و بازدهی یک بازیکن یا مربی قیمت واقعی اش را مشخص خواهد نمود.

حسین نقی پور عضو باشگاه از  هشتگرد


همه می خواهند فوتبالیست بشوند، تا پولدار شوند

 

این روزها همه به دنبال فوتبالیست شدن هستند تا بتوانند پولدار شوند اما غافل از اینکه برای فوتبالیست شدن باید عاشق این رشته بود و با تلاش و پشتکار فراوان مراحل ترقی را طی کرد و شاید تفکر پول دراوردن از فوتبال باعث شده تا در این رشته شاهد حواشی فراوان و حضور عده ای افراد سودجو و دلال باشیم تا جایی که بسیاری از خانواده ها برای اینکه به رویاهای خود برای فوتبالیست شدن فرزندشان به برخی مربی ها و افراد کنار تیم پیشنهاد کمک به تیم ومبالغ و...مینمایند که این رشته را به حاشیه میبرند و حتی پای برخی خبرنگاران و...را نیز به میان می کشانند همانطور که همگان اطلاع دارند تیم استیل اذین به سمنان منتقل شده است این تیم برای پر کردن شاید دو یا سه جای خالی خود در لیست اسامی اقدام به برگزاری تست از بازیکنان مستعد نمود حضور بیش از دویست و پنجاه بازیکن از سراسر کشور طی مدت دو روز بیانگر این نکته بود که بسیاری از بازیکنان بی تیم مانده اند بازیکنانی که دارای رزومه بودند و در تیم های مطرح کشور توپ زده بودند  اما هدف از بیان مطلب فوق اینکه همه به دنبال رسیدن به تیمهای لیگ برتر و دسته یک کشور هستند تا شاید پولدار شوند اما براستی در یک کشور هفتاد میلیونی چه تعداد نفراتی میتوانند به این خواسته خود دست پیدا کنند اگر فرض این باشد که تیمهای لیگ برتری و لیگ یک هستند که مبلغ خوبی به فوتبالیست ها پرداخت خواهند کرد  که تعداد این تیمها در مجموع 46 تیم می باشد(18تا لیگ برتر،28 تا لیگ یک)و هر تیم تعداد 25 بازیکن بزرگسال میتواند در لیست خود وارد نماید متوجه خواهیم شد که حدود فقط 1150بازیکن شانس حضور در این تیمها را خواهند داشت که البته حداقل 50 بازیکن هم از کشورهای دیگر به این تیم ها ملحق میشوند لذا با توجه به این همه علاقه و تعداد بیش از دهها هزار نفر فوتبالیست در مملکت فقط 1100 نفر میتوانند به این تیمها راه پیدا کنند که در این باره باید گفت پس با پول و پارتی تا مراحلی میتوان پیش رفت و لی برای فوتبالیست واقعی شدن و دوام اوردن در عرصه فوتبال باید عاشق این رشته بود و عرق ریخت و زحمت کشید تا پولدار شد چه بسا بازیکنانی که بدون زحمت ورنج به تیمها راه پیدا کرده باشند خیلی سریع از گردونه رقابت اوت خواهند شد و همین امر باعث شده تا این همه تعداد بازیکن پشت خط بمانند پس پولدار شدن به این اسانی ها هم نیست که بسیاری از خانواده ها فکر میکنند

مرتضی دهرویه عضو باشگاه از سمنان


چه كسي اين قوانين را تصويب مي كند؟

سوژه این روزهای فوتبال ما بحث تعیین سقف قرارداد مربیان و بازیکنان تیمهای لیگ برتری است و هر روز شاهد مصاحبه های گوناگونی از مسئولان فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ و مربیان شاغل در لیگ برترعلیه یکدیگرهستیم.آقای عزیز محمدی در تازه ترین مصاحبه خود در مورد سقف قرار داد مربیان و بازیکنان اعلام کرده اند:اگر مربیان بزرگی همچون کروش برای مربیگری تیم های لیگ برتری انتخاب شوند،اجازه بستن قرار داد بالاتر از سقف تعیین شده رابه آنها می دهند! اینجا یک سوال پیش می آید که:چه کسی بزرگی یا کوچکی مربیان را باید تشخیص بدهد تا مدیران باشگاهها بتوانند با توجه به آن با مربی دلخواه خود قرار داد ببندند؟ آیا مربیان بزرگ فقط کسانی هستند که از آنطرف آبها وارد ایران میشوند و رنگ چشمهایشان و زبانی که صحبت می کنند باید با مدل و همکار ایرانیشان فرق داشته باشد؟آیا مربیان داخلی که توانسته اند در چند سال اخیر مچ تمام مربیان خارجی که وارد ایران شده اند را بخوابانند و تیمشان را قهرمان لیگ برتر بکنند،جز مربیان خوب و بزرگ محسوب نمی شوند؟ آقای عزیز محمدی عزیز:امیر قلعه نویی سه سال است که تیمهای تحت رهبری خود را قهرمان ایران می کند.یعنی در طول این سه سال هیچ مربی ایرانی و خارجی نتوانسته است درمجموع و انتهای بازیهای لیگ،وی را شکست دهد و تیمش را بر فراز قله قهرمانی لیگ برتر برساند! به راستی چه کسانی در این فوتبال مریض احوال ما تصمیم گیرنده اصلی هستند و اصلا این قوانینی که جدیدا برای فوتبال و بخصوص لیگ برتر وضع میشود ،توسط چه کسانی نوشته میشود و به تصویب می رسد؟مگر جز این است که قوانین و مقررات وآئین نامه مربوط به لیگ های فوتبال ایران را اعضاء هئیت رئیسه فدراسیون فوتبال به صورت دسته جمعی در مجمع فدراسیون فوتبال باهم فکری و مشورت یکدیگر مشخص می کنند و در اختیار سازمان لیگ و دیگرنهادهای اجرای فوتبال قرار می دهند؟ مگر اعضا هئیت رئیسه فدراسیون از آقایان محمد رضا ساکت،علی فتح الله زاده،علی کفاشیان و .... تشکیل نشده اند؟خوب همین آقای ساکت که پارسال برای عقد قرار داد مجدد با امیر قلعه نویی حاضر شده بود سقف قراردادها را چنان دور بزند که حتی خردسال ترین هواداراین فوتبال،متوجه این دور زدن قانون توسط مدیر عامل سپاهان شده بود!حتی اگر امسال هم امیر قلعه نویی برایش شرایطی فراهم میشد که در اصفهان بماند،بازهم آقای ساکت حاضر بود بر اساس قراردادی که در فصل قبل با وی بسته بود ؛مبلغ قرار داد جدیدش را نسبت به فصل قبل افزایش قابل توجهی بدهد!یا اینکه آقای فتح الله زاده اگر در معذوریت قرار داد2ساله ای که با پرویز مظلومی بسته بود و نمی خواست زیر قول و قرارش با سرمربی فصل قبلش بزند،آیا فکر نمی کردید که برای راضی کردن قلعه نویی خیلی بیشتر از سقف قراردادها به وی پیشنهاد مالی می داد؟یا مگر همین رئیس فدراسیون فوتبال،جناب آقای کفاشیان؛اگر نمی توانست با کروش برای سرمربیگری تیم ملی ایران به توافق برسد،فکر نمی کردید با امیر قلعه نویی برای هدایت تیم ملی ایران به مذاکره بنشیند و صد البته برای راضی کردنش مبلغی فراتر ازسقفی که تعیین شده،به ایشان پیشنهاد بدهند!؟ رئیس سازمان لیگ برتر با مصاحبه اخیرش کار را برای فدراسیون فوتبال وهمچنین خود سازمان لیگ بسیار پیچیده تر از قبل کردند! تا قبل از این عنوان می کردند که مارادونا و قلعه نویی برایشان فرقی نمی کند و هر مربی که بخواهد در لیگ ایران مربیگری کند باید سقف قرار داد را رعایت کنند.ولی حالا بیان می کنند که اگر مربیانی به بزرگی کروش برای سرمربیگری تیمهای لیگ برتری انتخاب شوند،اجازه دریافتی بیشتر را به آنها می دهند!! اینجاست که می گویند:امیر قلعه نویی این مربی موفق داخلی با این ارقام دریافتی،مثل یک خاری شده است بر چشم رئیس سازمان لیگ و شاید کل فوتبال ایران!

امیر خادم عضو باشگاه از تهران


زير نور ماه!

 

لیگ یازدهم پس از هیاهوهای بسیاری که در فصل نقل و انتقالات و در مورد مسائلی از قبیل سقف قرارداد داشت بالاخره از سه شنبه این هفته بعد از افطار و در زیر نور برگزار خواهد شد و تیمها با چهره های جدید خود به مصاف هم خواهند رفت که در زیر نگاهی گذرا به بازیهای هفته اول خواهیم داشت. پرســــپولیــــــس – ملــــــــوان: آخرین بازی فصل قبل برای پرسپولیس و ملوان (البته در جام حذفی)، اولین بازی در شروع لیگ جدید خواهد بود. پرسپولیس با مربیگری استیلی و کاپیتانی جادوگر به مصاف ملوانی خواهد رفت که با از دست دادن تنی چند از مهره های تاثیرگذار خود، حال و روز چندان خوشی ندارد، حضور مهرداد اولادی در زمین نیز یکی از سوژه های این بازی خواهد بود که باید در مقابل تیم سابق خود گلزنی کند، این دیدار برای علی دایی هم مهم است و او که فصل گذشته با حذف ملوان به قهرمانی جام حذفی دست یافته بود منتظر این بازی است تا ببیند استیلی و شاگردانش با ملوان تضعیف شده چه خواهند کرد!؟ دامــــــــاش – صنعــــــــت نفت آبادان: در تقابل شمال و جنوب، تیم تازه وارد ولی پر سروصدای داماش گیلان باید به مصاف برزیل ایران یعنی صنعت نفت آبادان با مربیگری غلام پیروانی برود، داماش که در فصل نقل و انتقالات یکی از تیمهای موفق بود و مدیر موفق و کارکشته ای همچون عابدینی را بالای سر خود دارد اگر هدفهای بزرگی در سر دارد از همین هفته اول باید خود را نشان دهد، احتمالا این بازی به سود داماش به پایان خواهد رسید. فجـــــــــرسپاسی – نفــــــــت تهران: تیم تازه وارد فجر که عادت کرده بودیم همیشه با شاغلام ببینیمش امسال با چهره ای ناشناخته تر از قبل و بدون غلام پیروانی در مصاف اول خود باید به دیدار نفت تهرانی برود که بیشتر وقتی را که باید برای بدنسازی و تقویت خود صرف می کرد را به اعتراض بابت انتقال تیم به اراک و رایزنی جهت باقی ماندن در تهران سپری کرده است، اگر فجر نتواند از مزیت میزبانی خود استفاده کند از این دیدار بوی تساوی را می توان استشمام کرد. مــــــــــس کرمان – شهــــــــرداری تبریز: مس بهترین بازیکن خود را از دست داده و شهرداری مربی خود را عوض کرده است که انتقادات زیادی هم به حضور یسیچ در راس هدایت این تیم وجود داشت. این دیدار تا حدود زیادی ثابت خواهد کرد که آیا مسئولان شهرداری تصمیم درستی گرفته اند یا اینکه حق با منتقدان می باشد، در این دیدار که احتمالا به نفع مس خاتمه خواهد یافت همه منتظرند تا جانشین ادینهوی برزیلی را هم ببینند. سایپـــــــــا – مــــــــــــس سرچشمه: سایپا که در فصل نقل و انتقالات با نگه داشتن کریم انصاری فرد همه را شگفت زده کرد، امسال با مربی جوان و جویای نام خود که قول قهرمانی هم داده!! باید به مصاف تیم دوم مسی ها یعنی مس سرچشمه که ادعا می شود مبلغ قرارداد بازیکنانش به سقف قرارداد هم نمی رسد برود. سایپا می تواند برنده این دیدار باشد ولی احتمال تساوی هم وجود دارد. تراکتــــــــــورسازی – صـــــــبای قم: تقابل تراکتورسازی متحول شده به همراه موفق ترین مربی لیگ با صبای قم که در فصل نقل و انتقالات بسیار بی سر و صدا به کار خود پرداخته و با جذب مهره های ناشناخته دست به جوانگرایی زده و ادعا میشود که تیم بسیار خوب و یکدستی شده اند، دیدنی خواهد بود، هرچند که محرومیت تراکتورسازی از حضور تماشاگران پر شور خود از جذابیت این دیدار خواهد کاست، رویارویی عنایتی با مربی سابق خود نیزکه احتمالا با گلزنی وی همراه خواهد بود از حاشیه های جالب این دیدار خواهد بود. طبق سابقه، تیمهای قلعه نوعی لیگ را خوب شروع نمی کنند به همین علت و نیز عدم حضور تماشاچیان احتمالا این دیدار هم با تساوی به پایان خواهد رسید. راه آهـــــــــن – ذوب آهـــــــــن: دو تیم آهنی! فصل جدید را با تقابل با یکدیگر آغاز می کنند که یکی از جذابترین بازیهای هفته اول خواهد بود. راه آهن با مربی بزرگ خود (علی دایی) که با حضور در اردبیل به خوبی دوپینگ کرده است با ذوب آهن که همیشه یک تیم قابل احترام بوده دیدار خواهد کرد. دایی انگیزه های بسیاری دارد تا خود را با این تیم ثابت نماید، تیم او اگر در گام اول موفق به شکست ذوب آهن گردد نگاههای بسیاری را به خود معطوف خواهد کرد. فــــــــولاد – شاهیـــــــــن: تیمهای جنوبی هم با قرعه ای که به نامشان خورده باید در گام اول به مصاف هم بروند. مجید جلالی که دل پرخونی از فصل نقل و انتقالات دارد با تیم خود به مصاف شاهین بوشهری خواهد رفت که تبدیل به حیاط خلوتی برای سرخ و آبی های قدیمی گشته است، حمید درخشان مربی پرادعا ولی نه چندان محبوب! شاهین که نشستن روی نیمکت پرسپولیس را حق خود می داند اگر می خواهد به آرزوی خود برسد باید امسال با شاهین نتایج خوبی را بگیرد. سپــــــــاهان – استقـــــــــلال: آخرین دیدار از هفته اول با یک دیدار جذاب همراه خواهد بود، این دیدار که همیشه حساسیت بالایی داشته است امسال نیز با درگیری هایی که این دو باشگاه در فصل نقل و انتقالات با هم داشتند که هنوز هم بر سر خسرو حیدری ادامه دارد با حساسیت فراوانی همراه خواهد بود، استقلال کهکشانی که جاسم کرار را در اختیار نخواهد داشت کار مشکلی را در برابر سپاهان بوناچیچ خواهد داشت، خسرو حیدری در صورت حضور در زمین باید در گوشهای خود از پنبه استفاده کند! احتمال بر هم خوردن نظم استادیوم و اخلال در بازی از سوی تماشاگران اصفهانی وجود دارد، تصویر پرویز مظلومی بر روی نیمکت استقلال در جریان بازی نیز از سوژه های جالب این بازی خواهد بود!

حسین نقی پور عضو باشگاه از  هشتگرد


.:: آخرین مطالب ::.

» باشگاه خوانندگان روزنامه خبر ورزشی ( دوشنبه یکم فروردین 1390 )
» انتخاب داوران در هفته آخر لیگ ( سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 )
» بی پولی بهانه ای برای دور شدن از قهرمانی ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» ( دوشنبه هجدهم فروردین 1393 )
» بیداری استقلال ( یکشنبه هفدهم فروردین 1393 )
» مس کرمان غریبانه رفت ( پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 )
» به سید جفا نکنید ( دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 )
» رفتار کروش در شان یک مربی حرفه‌ای نبود ( دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 )
» دادن زمان به مربیان ( یکشنبه یازدهم اسفند 1392 )
» صادقیان در راه لیگ های اروپایی ( یکشنبه یازدهم اسفند 1392 )
» برد شیرین شهرداری در روز مانور پلیس با گاز اشک آور در میان تماشاگران ( چهارشنبه هفتم اسفند 1392 )
» در باخت استقلال تنها داور چینی مقصر نبود ( سه شنبه ششم اسفند 1392 )