برخی بازیکنان استقلال میتوانند در بوندسلیگا بازی کنند / دایی با نظر من به بایرن مونیخ رفت

فرهاد اشراقی - محمدحسین زرندی:
میشائیل هنکه، مربی بزرگی است که به فوتبال ایران آمده و طبیعی است فردی که سالها روی نیمکت تیمی مثل بایرنمونیخ نشسته، حرفهایش خواندنی باشد. بدونشک این مربی میتواند با مرور زمان تأثیرگذاری خود روی استقلال را نشان دهد و به توسعهی فوتبال در ایران هم کمک کند. هنکه که طرفدار بارسلوناست و تیمش هم در سوپرجام اسپانیا موفق شد رقیب دیرینه را شکست دهد و جام را بالای سر ببرد، همراه با مسعود رضا مدیر برنامههای خود که زحمت هماهنگی این مصاحبه را هم برعهده داشت، به خبرورزشی آمد و در یک گفتوگوی دو ساعته، درخصوص مسائل مختلفی از فوتبال آلمان و ایتالیا صحبت کرد.
*برای شروع، از بیوگرافی و سوابق کاری خودتان بگویید چون در این مدت صحبتهای پراکندهای در مورد سوابق شما مطرح شد.
من دستیار اول مربیانی مثل اوتمار هیتسفلد و نویر اسکای بودهام. من از سال 1998 به مدت 6 سال در بایرنمونیخ مربی بودم. از 1989 هم در دورتموند دستیار اول شدم. در دورتموند و بایرن هم عناوینی مثل قهرمانی لیگ قهرمانان، جامحذفی، لیگ، جام قارهای، 3 سوپرکاپ، قهرمانی در اپن و ... را در کارنامهام دارم.
*هیتسفلد مگر یک مربی سوئیسی نیست؟ در کشور آلمان راحت او را پذیرفتند؟
او در قسمتی که مرز آلمان و سوئیس است، بزرگ شده و آلمانی محسوب میشود. خودش هم در اشتوتگارت بازی کرده. در سوئیس هم سابقه بازی دارد و هم مربی بوده اما آلمانی محسوب میشود.
*خودتان در چه تیمهایی بازی کردید؟
در "واتن شایر" که یک تیم در بوندسلیگای 2 بود.
*دورتموند تیم بسیار محبوبی در آلمان است. جدایی از این تیم و رفتن به بایرن، تصمیم سختی نبود و با اعتراض هواداران مواجه نشد؟
کاملاً درست است. دورتموند محبوبیت بالایی دارد اما اگر از دورتموند به شالکه بروید یا برعکس، این مسئله کاملاً به چشم میآید. مثل رفتن از استقلال به پرسپولیس یا پرسپولیس به استقلال است. هم دورتموند تیم بزرگ و محبوبی است، هم بایرنمونیخ اما چون حساب بایرن فرق میکند، حساسیتهای انتقال از دورتموند به بایرن به اندازه رفتن به شالکه یا مونیخ 1860 نیست اما سختیهای خاص خود را هم دارد.
*تیمهای شالکه و دورتموند هم در ایران هوادار دارند اما به مراتب کمتر از بایرنمونیخ. زمانی که تیمملی آلمان به تهران آمد، هواداران این تیمها در تهران میگفتند رئیس فدراسیون فوتبال آلمان از بایرنمونیخ حمایت خاصی میکند و به اصطلاح هوای این تیم را بیشتر از سایر تیمها دارد.
میتوانم بگویم حدود 50 درصد از هواداران فوتبال در آلمان طرفدار بایرنمونیخ هستند و 50درصد دیگر هم طرفدار تیمهای شهرهایشان. نیمی عاشق بایرن هستند و نیمی هم مخالف آن که این مسئله بستگی دارد که در مورد کدام شهر هم صحبت میکنید. بایرن در همه شهرهای آلمان طرفدار دارد مثل استقلال و پرسپولیس که همه جای ایران طرفدار دارند اما برخی تیمها در شهرهای خودشان محبوبتر از بایرنمونیخ هستند.
*میتوانید دورتموند و بایرنمونیخ را از لحاظ کلی برایمان مقایسه کنید؟
از نظر تاریخی، دورتموند و اطرافش یک شهر کارگری به حساب میآید و مردم آنجا نسبت به شهری مثل مونیخ پول و درآمد کمتری دارند اما خب مونیخ همواره خوب بوده. بایرنمونیخ قدیمیتر از دورتموند است و زمان "بکنباوئر" سه بار جام باشگاههای اروپا را بردند. بایرن در آلمان مثل منچستریونایتد در انگلیس است. تیمهایی مثل بایرن، منچستر، رئال و بارسلونا جنبهی بینالمللی دارند و همه جای دنیا محبوب هستند اما دورتموند شاید در همه جای دنیا نه، اما در آلمان تماشاگران بسیاری دارد و تماشاگرانش بینظیر هستند.
*در مورد کلن هم صحبت کنید که بازیکنان بزرگی مثل لیتبارسکی و شوماخر را تحویل فوتبال آلمان داد. این تیم بیشتر یک تیم سازنده به حساب میآید و طرفداران زیادی دارد. نگاه مردم آلمان به این تیم چگونه است؟
از نظر مقایسه، درست است که کلن یک تیم قدیمی و سازنده به حساب میآید اما در بایرن شخصی مثل اولی هوینس حضور داشت که 30-40 سال منیجر این باشگاه بود و از نظر اقتصادی این باشگاه را متحول کرد و به قدرت رساند. او توانست بایرن را سال به سال بالا بیاورد اما در کلن این اتفاق نیفتاد.
*آقای هنکه! شما این همه سال در سطح اول فوتبال آلمان و اروپا مربیگری کردید، سالها روی نیمکت بایرنمونیخ نشستید و کنار آدمهای بزرگی حضور داشتید، چطور یک مربی در سطح شما میپذیرد به ایران بیاید و در فوتبال ایران کار کند. در واقع میخواهیم بدانیم چطور برای این کار انگیزه داشتید؟
همانطور که گفتم، من سالها در بایرن و دورتموند مربیگری کردهام. با این تیمها نیز برای شرکت در بازیهای مختلف رسمی و دوستانه به کشورهای مختلف سفر کردهام مثل چین، ژاپن، آمریکای جنوبی و... میتوانم بگویم خیلی از کشورهای جهان را دیدهام و همواره این انگیزه برای من وجود داشته و دارد که مردم و فرهنگهای جدید را ببینم.
*یعنی در مورد فوتبال ایران هم این کنجکاوی وجود داشت؟
بله، من هرچه میخواستم در فوتبال به دست آوردم و حالا دنبال تجربیات جدید هستم.
*مسائل مالی نقشی در آمدنتان به ایران نداشت؟
نه، پول نبود چون دستمزدهایی که در بایرن میگرفتم، به مراتب بیشتر از اینها بود.
مسعود رضا: باید این را بگویم که اعتماد و دوستی چندین ساله میان من و آقای هنکه هم در آمدنش به ایران تأثیر زیادی داشت. من باعث رفتن آقایان دایی و باقری به فوتبال آلمان شدم و ارتباط دوستانه بسیار خوبی با آنها دارم و میان ما اعتماد زیادی وجود دارد.
ادامه این مصاجبهی خواندنی را در ادامه مطلب دنبال کنید.